عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

394

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و شتران را بدنبال فرست . « 3 » اذا طلعت الشّعرى نشف . . . ص 213 هرگاه ستاره شعرى طلوع كند ، زمين مىخشكد ، و آبهاى راكد مىگندد ، و مزد صاحب نخل آشكار مىشود . اذا طلعت الشولة . . . ص 218 هرگاه ستاره شوله طلوع كند ، پيرمرد كثير البول را به شتاب وامىدارد ، و نيازمندى اهل خانه زياد مىگردد . و گفته مىشود : « زمستان ناقلايى است » . اذا طلعت الصرفة . . . ص 215 هرگاه ستاره صرفه طلوع كند ، هر صاحب شغلى چاره‌جويى مىكند ، و هر صاحب نطفه‌اى از نزديكى كردن منصرف مىشود ، و حوض از آب خالى مىگردد . اذا طلعت الطرفة . . . ص 214 هرگاه ستاره طرفه طلوع كند ، ميوه‌هاى تازه زود مىرسد و چيزهاى نوظهور بسيار مىشود و مشقت تابستان كاهش مىيابد . اذا طلعت العواء . . . ص 216 هرگاه « عواء » طلوع كند خيمه‌ها برپا مىشود و هوا پاكيزه مىگردد و مشكها مىخشكد . اذا طلعت النثرة . . . ص 214 هرگاه ستاره نثره طلوع كند ، خرماى نارس سرخ مىگردد و بامدادان خرما چيده مىشود و در ميان هيچ حيوان شيردهنده‌اى قطره بارانى فرونمىبارد . اذا طلعت النعائم . . . ص 219 هرگاه ستاره نعائم طلوع كند ، چهار پايان باردار مىشوند و سرما به هر فرد خوابيده راه

--> ( 3 ) - كلام مسجّع فوق به روايتهاى گوناگونى نقل شده كه مورد اختلاف بيشتر آن ، جمله « فلا تعقرنّ امرا » است ، و در ترجمه اصل متن ، ص 289 به آن وجوه اشاره شد ، ترجمه فوق مطابق است با نصّ الجمان ، مطابق با ساير روايتها ترجمه به شرح زير است . روايت لسان العرب مادّه امر : « . . . بره‌اى را خوراك قرار مده » . روايت المخصّص « فلا تغدونّ » : از نظر معنى و تركيب خالى از اشكال نيست . روايت معجم مقاييس اللّغة : « . . . پس شخص نادان و كم‌خرد را دنبال شتران مفرست » - م .